تبلیغات
《به رنگ زندگی 》

《به رنگ زندگی 》

سلام 
خیلی خوش آمدید به وبلاگ «به رنگ زندگی»

 وبلاگ دوم من (داستان سارا)هست 

خاطرات روزانه من : www.dastanesara.blogfa.com

دلنوشته های من: www.sarafkhr.mihanblog.com 

امیدوارم لذت ببرید

نوشته شده در چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت 04:31 ب.ظ توسط سارا ف نظرات |

ببخشید چند وقت نبودم
نوشته شده در شنبه 25 دی 1395 ساعت 08:36 ب.ظ توسط سارا ف نظرات |

شاید ندیدین اون گوشه 
سمت چپ 
پایین 
یه نظرسنجی هست شرکت کنید .....

نوشته شده در پنجشنبه 4 آذر 1395 ساعت 09:27 ب.ظ توسط سارا ف نظرات |

گور بابای تنهایی 
دوباره دارم خاله میشم 

نوشته شده در پنجشنبه 4 آذر 1395 ساعت 07:55 ب.ظ توسط سارا ف نظرات |

تنهایی غم برف را  بیشتر میکند

وقتی که برف می آید و تو کسی را نداری که باآن  بیرون بروی

و از هوای برفی لذت ببری ،در کنارش بخندی 

و گاهی روی شانه هایش بگریی 

من شاید دوستانی اندک داشته باشم 

اما 

آن دوستی که مرا دوست میدارد من او را دوست نمی دارم 

و آن یکی نمی داند که بارفتارش مرا ناراحت می کند 

و او  که با تمام وجود دل تنگشم دور است ،دور  

سارا.ف 

نوشته شده در پنجشنبه 4 آذر 1395 ساعت 02:29 ب.ظ توسط سارا ف نظرات |

فرق من با انسانی دیوانه بر سر یک موضوع کوچکه!

دیوانه ها هر روز دیوانگی می کنند اما من روزی از هفته دیوانه میشوم

❤دیوانه ها را دوست دارم❤

نه بخاطر دیوانگی شان بلکه بخاطر درکشان

دیوانه ها بهتر از هر کسی می توانند مرا درک کنند 

با دیوانه ها میتوانم 

به ژرفای تخیل بروم و شب ها در کنار آنها بخاطر تنهایی گریه کنم 

با دیوانه ها میتوانم زندگی کنم چون یقیین دارم دیوانه آنها نیستند 

دیوانه کسانی هستند که از فقر و جنون خود بی خبرند

پس بی شک ما دیوانه نیستیم ......

سارا.ف 


نوشته شده در پنجشنبه 4 آذر 1395 ساعت 09:14 ق.ظ توسط سارا ف نظرات |

گاهی از پنجره ی قلب خود ابرها را میبینی 

که نسیم روزگار آن هارا به سمت تو هل می دهد

همان ابرهای طوفان زا که طوفان حوادث راه می اندازند

با دیدن ابرها نباید گریه کرد ،ترسید و بدتر از همه فرار کرد 

چون باد روزگار همیشه می وزد حال هرجای دنیا که  باشی 

با دیدن ابرها باید دست به کار شوی 

و با چوب عقلت ابرهارا کنار بزنی و ترس مردن را نداشته باشی زیرا که 

انسان ترسو مردنیست 

سارا.ف 


نوشته شده در چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت 05:01 ب.ظ توسط سارا ف نظرات |

می خواهم همراه شما به کافی شاپ بروم 

همان کافه ای که میان جنگل گه گداری مشتری دارد

می خواهم با شما همراه شوم در میل کردن فنجانی قهوه شادی 

و کیک امید که با شکلات های پیشرفت تزئین شده است 

می خواهم با شما در میان کتاب های کافه 

کتاب خوش اخلاقی را بخوانم 

می خواهم با شما در کافه به موزیک آرامش گوش دهم 

و سفارش لیوانی خواب بدهم

 

پس با من به کافه زندگی بیایید جایی در جنگل قلب شما 

سارا.ف


نوشته شده در چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت 04:50 ب.ظ توسط سارا ف نظرات |

من به دنبال خودم میگردم .....

خودم گمشده ام.....

میان شخصیت های جورواجور .....

نمی دانم کدام یک خودم هستم ؟

سارا.ف


نوشته شده در چهارشنبه 3 آذر 1395 ساعت 04:42 ب.ظ توسط سارا ف نظرات |


 Design By : Pichak